
+ چیز جدیدی نیست.بیماری ناشناس و جدید رو میگم. قبلن هم موارد مشابه داشتیم.
قبلا تو این پست تجربه عینی در باره انفولانزای کشنده که بدون هیچ تفاوتی شاید خیلیهارو به کام مرگ کشوند نوشته بودم
https://dar300metri.blogsky.com/1395/06/19/post-167/
هنوز هم کسی این موضوع رو تایید رسمی نکرده و تلفات اون سالها، در لابلای آمارهای عادی مرگ و میر نظام پزشکی ما گم شده.
هنوز هم که هنوزه خودمون حتا نفهمیدیم این بیماریهای ناشناس که گرفتیم اسمشون چی بود! سال۸۳ تو مناطق راهیان نور یه بیماری گرفتم که تو عمرم ندیده بودم. اما سال۹۵ گل سرسبد بیماریها بود. این چند مورد بیماری اخیر، مرد افکن بودن!
+ ترس و احتیاط از کرونا خوبه ولی ایا به همون اندازه نسبت به بقیه مسایلمون حساسیت داریم؟
به نظرم مثلا در زمینه اینترنت ملی، و یا سیستم عامل ملی واقعا وضعیت قرمزه و جای تعجبه که کسی براش مهم نیس. این فاجعس.
آمریکا رسما ویروس نظامی و امنیتی استاکس نت رو ایجاد و حمایت کرد و ...و صراحتا گفت فاز بعدی عملیات "نتروزئوس" بود که به مراتب بدتر از استاکسنت هس . درسته در این مورد بازی تبلیغاتی زیادی میشه، اما با یه حساب ساده اصلا نیازی به تخیل و تبلیغ نیس. وقتی سیستم عاملهای کامپیوترهای رومیزی تا تبلت و گوشی و... همگی اختیارشون از دست ما خارج هست و ما فقط یه مصرف کننده ساده ایم...
نرم افزارهای جانبی که جای خود دارن.
درهای پشتی زیادی هس که ازشون بیخبریم .
مصداقش وقتی که صبح پاشدیم دیدیم تلگرام طلایی بدون اجازه ما از گوشیها پاک شده بود...
یا اون حجم بدافزارهای باج گیر که اوایل سال۹۶ اطلاعات خیلی از شرکتها و سازمانها رو تو ایران رمز گذاری و نابودکردد...
+ همه چی بازی رسانه ای شده.
شاید موج حمله به "کلیپ سوزاندن کتاب نظام پزشکی فعلی" و نگرش منفی القایی از طرف رسانه ها هنوز هم وجود داشته باشه . ولی با نگاه به موضوع از زاویه دیگه ، میبینیم زیاد هم بی راه نیس. نظام پزشکی خییلی وقته کاسب مسلک شده. خدمات و سوگند و انسان دوستی و...در این نظام درمانی، کشکه! اگه سوزاندن اون کتاب سمبلی باشه بر نفی کاسبی از درد مردم، کار درستی بوده.

در ادامه پست قبل:
مریدان رهبر در خارج از کشور، اعتقادشون راسخ تر از ماست. بیشتر از ماها گفته های رهبری رو لازم الاجرا میدونن و اون رو رو چشم میزارن. اونا دلگرم مسلک رهبرن. مصداق عملی " از تو، به یک اشاره، از ما به سر دویدن".اخیرا رهبر گفته باید قوی بشیم. ما طبق معمول یه حرف قشنگی شنیدیم وتایید کردیم. اما برای امثال تهرانی مقدم ها و حاجی زاده ها، ننگ و عاره که حرف رهبری زمین بمونه . و با تلاشی مضاعف و عزمی جدی برای اجرایی شدنش رقابت میکنند.
دیدین این افرادی که انقلابی خالص هستن وبی توقع و بی حاشیه کار میکنن، آبروی انقلاب و رهبر چقد براشون مهمه؟ دغدغشون اینه که هر موقه پیش رهبر میرن، دستشون پر باشه و خوشحالش کنن. مثلا برای سالروز تولد انقلاب تلاش میکنن، برنامه ریزی میکنن که مثلا سال دیگه۲۲ بهمن چه دستاوردی ارائه کنیم که رهبر و مردم خوشحال بشن. تمام فکر و هدفشون اینه که به جامعه اسلامی احساس عزت و غرور تزریق کنن.
اینحرفها برای کلاس انشا و یا صورتجلسه کنفرانس و همایش نیس. یه دور همی شب یلدایی خودمونیه! یعنی مخاطب ، حزب بازی و سیاسی بازی و... نیس،مخاطب ، خودماها و زندگی شخصی ماست. مصداق عملیش هم لزوما تو سیاست و انتخابات و.. نیس، همین خونه و مدرسه و محل کار خودمونه. مثلا بابت مناسبتهای مختلف. ما که ادعای انقلابی بودن نداریم، اما حرفم اینه که ما ها، در مورد عقاید و انقلاب و اسلام پیشکش،آیا در زندگی شخصی هم اینجور هستیم!؟ یعنی برای عزیزانمون ( پدر، مادر ، همسر، ...) این مدل توجهی داریم؟ مثلا برای روز مادر برنامه یا سورپرایز تعیین میکنیم ؟ یا نه تو بهترین حالتش فقط برای رفع تکلیف چند روز قبلش یه گلی، شیرینی سر راه میخریم ببریم.
اینها چیزهای جدای از هم نیستن! کسی که در زندگی شخصیش تقید و جدیت داره، میتونه تومرحله بعد مدعی بشه و برای دیگران هم مفید عمل کنه.

+ معنای اقتدار ملّی این نیست که انسان پولهای کشور را به یک کشور بیگانه بدهد و سلاحهای مدرن او را بخرد و در انبار ذخیره کند که خودش حتّی قادر نباشد بدرستی از آنها استفاده بکند؛ این حماقت است، اقتدار ملّی این نیست که یک کشوری از آن طرف دنیا بیاید برای حمایت از یک حکومتی و یک دولتی، در آنجا پایگاه بزند و حضور پیدا کند وخون ملّت را بمکد و هر غلطی میخواهد در آن کشور بکند برای اینکه این خاندان منحوس را مثلاً در کشور حفظ کند؛ اینها ذلّت است. اقتدار این است که یک ملّتی از درون بجوشد؛ هم علم را، هم نظامیگری را، هم سازندگی را، هم پیشرفت را، هم عزّت بینالمللی را برای خود کسب کند. اینها مؤلّفههای اقتدار ملّت ایران است؛ این را شما امروز دارید، خوبش را هم دارید، ظرف پُرش را هم دارید به توفیق الهی؛ باید از این عناصر قدرت، بجا و بهنگام استفاده شود. ۱۳۹۷/۰۴/۰۹
+ کشور را باید قدرتمند کنید. قدرت فقط به سلاح نیست؛ مهمترین ابزار قدرت و مهمترین عنصر قدرتساز، علم و شخصیّت ملّی است. شخصیّت افراد، ایستادگی، هویّت، هویّت انقلابی؛ اینها است که قدرت میسازد. ایمان، به ملّت ما قدرت داد، انقلاب، به ملّت ما قدرت داد. وقتی قدرت داشته باشید و دشمن ببیند قدرت شما را، ناچار عقبنشینی خواهد کرد؛ وقتی ما در مقابل دشمن از نشان دادن و عرضه کردن مبانی و عناصر قدرت خودمان اجتناب کنیم، پرهیز کنیم، بترسیم، ملاحظه کنیم، دشمن پُررو میشود. ۱۳۹۵/۰۲/۱۳
لینک متن کامل http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44738

یه گلدون گل تو گلخونه ، فقط یه جور علوفه در میان انواع گونه گیاهانه.
یه لباس تو ویترین مغازه، فقط چند تیکه پارچه رنگیه به هم وصل شدس.
یه انگشتر نقره عقیق تو ویترین، فقط یه فلز حلقه شده به دور یه تیکه سنگه.
یه نامه و متن تبریک ، فقط ترکیبی از حروف و رنگها در یک چهارچوب واحده.
...
اما همه این سوژه های بدون مفهوم، وقتی بهانه ای میشن برای تبریک روز عید ، از فرش تا عرش تغییر ماهیت پیدا میکنن.
دوستی و محبت به هیچ قالبی محدود نیست. قالبهای ساده و بی آلایش دوست داشتنی ترین ابزار انتقال محبتن.
تبریک به همه # مادر# همسر#خواهر# دختران
فرقی نمیکنه. مصاحبت چند ساله باشه، یا چند دیالوگ ساده و کوتاه، و یا متن نوشته ای.
برخی افراد از این توانایی برخوردارن که میتونن ساعتها ما رو سرگرم کنن و یا حتا بخندانند. شاید ساعتها با حرفا و رفتارهاشون بی اختیار بخندیم. فرقی نداره تو جمع دوستانه، فامیلی، دانشجویی یا کوچه بازار و یا فضای مجازی، تلگرام، اینستا یا متن وب.
در حضور این جماعت اختیار که هیچ،عقل و منطق هم به حاشیه رونده میشه. البته این هنرخاص و به نظرم توانایی خدادادی این مدل افراده و لزوما ربطی هم به سواد و جایگاه یا شغلشون نداره.این ادما شبیه جوکهای بی ادبانه هستن. یه خلاقیت خنده دار در جایی نادرست.
مصادیق این مدل افراد رو حتما شما هم سراغ دارین. بین فامیل، همکلاسیها، همکار ان و همسایه ها و...
گاهی آدم مکث میکنه، به زمان سپری شده نگاهی میندازه و از خودش میپرسه آخرش که چی!؟ چه فایده ای داشت؟صرف خوش بودن کفایت میکرد؟! درسته سرگرم شدیم،خندیدیم، اما اولا به چه قیمتی؟ توهین یا تمسخر دیگران؟ عمر و فرصت دود شده؟ دوما تهش چی داشت برای من؟! چیزی یاد گرفتم!؟ تجربه ای یادم داد؟ به رشد من کمکی کرده ؟ وقت و زمانی که گذراندم مفید بود؟!
من به این جماعت میگم " افراد ویزیتور صفت" یا "سرکاری". ویزیتور صفتی یه نقاب ظاهری جذاب ارائه میده ولی هدف اصلی، خودخواهی و اخذ پورسانته.
نه اینکه ازشون بدم بیاد. اتفاقا خیلی هم دوستشون دارم ولی حسرت میخورم که چرا اینهمه هنر و استعداد بدون بازدهی مفید هدر میره.
پ ن: پیشنهاد میکنم شما هم افراد دور و برتونو پالایش کنین و در مورد هرکدوم از اونها از خودتون بپرسین این فرد در رشد و کمال من موثر بوده؟ چیزی یاد من داده؟