
خدا قسمت نکنه. از اون سکانسای دوس نداشتنی بود. زن جوان دستشو آورد جلو، و طلافروش یکی یکی النگوهاشو قیچی کرد و همه رو با شعله گاز سوزاند. جواهراتی که فرق بین نو و دست دوم بودنش معلوم نبود تبدیل شده بود به یه مشت فلز مچاله شده سیاه.
+ مرد جوان یه مشت سکه آورد برای فروش. از اسامی روی کاور سکه ها و تنوع مدلشون میشد حدس زد که اینها هدایایی بوده که تا الان نگهشون داشته و الان مجبور شده بفروشه. قیمت خرید با قیمت فروش تفاوت فاحشی داشت و مرد جوان بعد از اعتراضی محترمانه مجبور شد، از ضرر چشم پوشی کنه.
+ از چهره زن جوان اضطراب میبارید. دو دل بود. مشخص بود هنوز تکلیفش با خودشم معلوم نشده. طلا رو گذاشت جلو طلا فروش و قیمت پرسید. بعد از کمی چانه زدن و از روی ناچاری بلاخره قیمت رو قبول کرد و اونهارو فروخت. اما از نگاهش معلوم بود غیر از بحث ضرر مادی، اصلا از اینکار راضی نیس. اون ناچار شده بود اعتبار و خاطره ودلخوشیهاشو حراج کنه. یک دقیقه نشده بود که دوباره برگشت طلافروشی و گفت پشیمون شدم. اما طلا فروش همه طلاهارو اوراق کرده بود و معامله برگشت ناپذیر شده بود.
+ این مدل حرفا رو شاید هزار جای دیگه شنیده باشین که مبگن: اگه من فلان پول رو سکه خریده بودم، الان کلی سود کرده بودم... ولی بنظرم اصلا دوست داشتنی نیست .این جمله ظاهرا درست و منطقیه، اما حتی تو این مورد هم سود اصلی به جیب طلافروش میره.
+ انشاله این صحنه ها برا هیچکس رخ نده و اگه هم داد بابت کمک به یک تحول مثبت دیگه باشه(مثلا خرید خانه). ولی سوال اینجاست که این صنف از بازار چجوری نظارت میشن؟

سلیمانی" کاری با مردم کرد که اگه " اشقی الاشقیا " خبرداشت ماجرا اینطور میشه اون کارو نمیکرد و میگذاشت حاجی مث خیلی از بزرگان ، غریبانه و مبهم از دنیا بره. در مورد خدمات بزرگ این مرد به جامعه بشری, گفتنی زیاده. نه تنها در بیرون از مرزها ، که در داخل کشور هم انقلاب کرد. منافقای وطنی هم خوشحالیشون کوتاه مدت خواهد بود. شاخص شناخت اونا در اختیار همه قرار گرفت و دیگه شک و شبهه ای برای کسی در شناخت افراد باقی نموند. اتحاد و بیداری ایجاد شد.
با قاطعیت و آرامش بیشتر. با تدبیر و شجاعت. داعش وطنی میتونه یه پیمانکار فاسد، مسئولی در بنیاد مسکن، گمرک،نماینده ای در مجلس، استادفاسد دانشکاه، همکار، همسایه،فرماندار و یا شهردار و... باشه.
فشار و استرسی که داعشیهای وطنی ایجاد میکنن گاها خارج از تحمل جامعس.
مثال رود نیل و حضرت موسی مثال به جا و قشنگی بود. خیلی حرفها داشت و البته آرامش بخش. ماجرای تقابل موسی و ساحران هم در مورد داعشیهای وطنی صادقه. یعنی هر چه در توان دارند برای ضربه و تخریب به کار میبرند و با جون و دل نفاقشون رو عملی میکنند. طوری که حتل خود موسی ته دلش خالی میشه و خدا دلش رو قرص میکنه و ورق رو برمیگردونه.
البته بلانسبت ساحران فرعون! چون اونها بعد از پی بردن به حقیقت چنان ایمانی پیداکردند که در مقابل فرعون ایستادند و رجز خواندند. در حالیکه وکلا و دارو دسته منافقای داخل آگاهانه دنبال خودخواهیهاشون هستند.
جای امثال نواب صفوی واقعا خالیه.


متن بالا مربوط به سال۱۳۶۸هست! موقعی که امام خمینی فوت کرده و همه دنیای اسلام ناراحتن و نگران عاقبت انقلاب...
ولی به شکل عجیبی با وقایع امروزه، همخونی داره!
کتاب ۸ جلده، اسمش حدیث ولایته. مجموعه ای از سخنرانیها و نامه های رهبره.
کتابش کتاب خوبیه ولی اسم کتاب رو دوس نداشتم. کاش سلیقه بهتری تو انتخاب اسم بکار میبردن.
چند روز قبل توی یک جمعی ، صحبت از اوضاع و احوال جامعه و اقتصاد و...بود. ترجیح میدادم فقط شنونده باشم، اولا کوچکتر بودم و دوما نمیدونستم چه مدل افرادی هستن. و اینکه حرفشون از روی اعتقاده یا از روی هیجان.
اکثرا چپی و حامی دولت بودن، یا منصب داشتن و به فکر منافعشون بودن یا محافظه کار بودن. یکیشون خیلی داغ بود. محور حرفاش تحریم و بود و فشار و ...و مذاکره و سازش دولت رو تایید میکرد. تو افکار خودم مصادیقشو مرور میکردم و از خودم میپرسیدم واکنش مردم به این حرفای منفعت طلبانه و دستوری چیه؟
کاری به بده بستونای سیاسی یا تقویم تاریخ هم که نداشته باشیم، در مورد زندگی خود خودمون مصداق پیداکنیم.اون موقع معلوم میشه کی راست میگه. ( قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) . مثلا من از یه پیمانکار خبر دارم که با بنیاد مسکن زد و بند داره و ... همه وام ها و مبالغ هم سالها قبل، سر موعد میلیاردی پرداخت شده ، حتا قبل از گرانی های سال۹۷ مصالح هم خریداری شده ، اما هنوز که هنوزه متقاضیان به خونه هاشون نرسیدن. علاوه بر هزینه زمانی و روانی و... هزینه مضاعف گرانیهای بعد از سال۹۷ هم اضافه شده و تصور تکمیل واحد ، پکیج، کابینت و... در مخیله متقاضیان هم نیس. یه سفره ای پهن کردن خودشون دور هم نشستن دلشون نمیاد جمعش کنن.برای مردم عادی هم سرسوزن ارزش قایل نیستن.
با این مصداق که با آبرو و روان عده زیادی از هموطنای ما مستقیما درگیره، باز هم بهانه تحریمها عاقلانس؟! مشکل در اینجا تحریم نبوده و نیس. مشکل نبود "چوب تر" یا " ترکه انار پر از تیغه" که بر پشت و کمر پیمونکار و مسولان ذیربط بخورده