+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک
+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک

ارزشمندی


ماهی که نظیر خود ندارد به جمال/چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال/در سینه دلش ز نازکی بتوان دید/مانندهٔ سنگ خاره در آب زلال

پ ن:

بعضیا انقد هنر و توانایی دارن که لباس پولکی قرمزشونو ازشون بگیری میبینی یه لباس پولکی طلایی زیرش داره، اونو ازش بگیری یه ابلق سفید قرمز زیرشه، و همینطور تا آخر. انقدر هنرمند و توانمند باشیم که با حذف پوسته ها چیزی از ارزشهامون کم نشه...

من، "هولا گولا "هستم!


از سری خاطرات جزیره "هولا گولا" :

جریانش مفصله. اینکه اون جزیره دورافتاده چجور جایی هست و چطور سر از اونجا در اورده بودم و ...حتا اسمشم بلد نیستم!  اینکه "هولا گولا" صداش میکنم  بر میگرده به اولین برخوردم با اهالی اونجا. اونا به هر چیز عجیبی لغب "هولا گولا" میدادن. اولین ملاقاتم با اونا سرشار بود از "هولا گولا" گفتنهای اونها. من برای اونها هولا گولا بودم! مثل قطعات و مصنوعات و زباله های دریایی که امواج دریا به ساحل اونجا می آورد!

چی شد یاد این خاطره افتادم ؟ خط سیر  یک جت مسافری  تو روشنایی غروب منو یاد اونجا انداخت. اونا به این موجود عجیب که تو افق دور دست انقدر "اغوا کننده"  حرکت میکرد هم "هولا گولا" میگفتن. 

یاد اوری این خاطره فکرمو مشغول کرده. اگه ما هم اونجا متولد میشدیم همین واکنشهارو داشتیم؟ آیا بفکر تغییر موقعیت بودیم؟ تو همین موقعیتی که هستیم چطور؟!گاهی حس میکنم  اوضاع ماها از اهالی "هولا گولا" بدتره چون "هولا گولا" برای اهالی اونجا حداقل جلب توجه میکنه اما برای ماها چطور؟ مثلا در مورد پشت پرده تکنولوژیهای دور وبرمون. چه آگاهی بیشتری نسبت به اهالی "هولا گولا" داریم !؟ ما فقط مصرف کنندهایی هستیم که چشم ها رو به واقعیتهای موارد مصرفیمون بستیم. از سخت افزار و نرم افزار چیزی سر در نمیاریم اما باید آخرین مدل مثلا موبایل رو داشته باشیم، شایدحتا ندونیم بوق ماشین چجور کار میکنه چه برسه به ریزپردازنده ها و...! 

خودمو نو ساکن این کشور و شهر میدونیم اما اگه مسیر زندگیمون رو روی نقشه نگاه کنیم مسیری بسیار کوتاه ومختصر بدست میاد که روزانه تکرار میشه و شاید کمتر از یک درصد تصوراتمون از نقشه محل زندگیمون هست . مثلا شاید تو همین خیابونی که هستیم کوچه هایی باشه که تا حالا هرگز ندیدیم! از خیلی از امکانات و اتفاقات محله هم بیخبریم چه برسه به شهر و کشورمون! و غیر از اون مسیر زندگی تکراری که اشاره شد تو بقیه موارد با یک "هولا گولایی" که تازه اومده باشه به شهرمون هیچ فرقی نداریم! البته شک دارم. شاید اون  غریبه تو  مدت اقامت کوتاهش بیشتر از ما تو این شهر زندگی کنه!

پ ن:

شیخ مترسنج ابن سیصد:  هر کس تئوری هولا گولا را درک کند بهشت بر او واجب خاهد آمد!

بیداریست که واقعی نیست


دنیای خاب و بیداری هیچ فرقی با هم ندارن! این جمله شاید بنظر خنده دار بیاد اما از بدیهیاته!  شما نمیتونین بین ماهیت رویا ها و خابهاتون با اتفاقات و خاطرات زندگیتون تفاوتی پیداکنین! اینکه در طول تاریخ چه جنایاتی رخ داده با اتفاقات یک کابوس شبانه هیچ تفاوتی نداره! پس چرا بخاطر یک خودخواهی و سود جزیی ، که فردا با یک رویا و کابوس هیچ فرقی نخاهد داشت ،حق دیگران ضایع میشه؟!

شیخ مترسنج ابن سیصد: خاب اثبات دروغ بودن بیداریست!

 

پ ن :

وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَآ إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ...  (انعام، 32)    کلمه‏ ى «لعب» به کارى گفته مى‏شود که قصد صحیحى در آن نباشد و کلمه‏ ى «لهو» به کارى گفته مى‏شود که انسان را از کارهاى مهم و اصلى باز دارد.

محمد/صادق


+ سوره ۶۸: القلم - آیه4 :  وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ

+ سعدی: یتیمی که ناکرده قرآن درست/کتب خانهٔ چند ملت بشست...چنان گرم در تیه قربت براند/که در سدره جبریل از او بازماند...

+ هر از گاهی یکی از حدیثای پیامبر رو برا خودمون مرور کنیم بد نیس. فقط و فقط اخلاقمونو بهتر کنیم بقیش پیشکش...

بعدا اضافه شد:

رسول خدا (ص): بد اخلاقى و درشت خوئى اعمال را فاسد مى کند هم چنان که سرکه عسل را.

امام صادق (,ع):  خشم، کلید هر بدی است!

انتقام


وقتی زندگی درسی جدید بهت میده و آگاهت میکنه، میخای انتقام یه عمر جهالت ،  رو   از     اولین "موقعیت بعد از آگاه شدنت" بگیری!