
++ برای بار چندم منو وارد گروه "هم اجباریهای" دوره افسری راهنمای رانندگی کردن. نمیتونم درک کنم هدفشون چیه؟ دلشون به چی خوشه؟ تو دوره اجباری هم کاراشون برام سوال بود.خود آزاری دارن انگار! تو تصاویر ، شدت فرتوتی و پیری امثال "خاک" و ...تو دوره افسری با اونهمه جولانی که قبل از بازنشستگی میدادن جالب بود. همین خاک با اونهمه یال و کوپال و آنکارد و تیپ و بنز سوار شدنش و... الان از بس فرتوت شده قابل شناخت نیس. حرفای کاسه لیسان هم جالب بود! یعنی برخی هم اجباریای گرامی ما ، بعد این همه مدت هنوز هم کاسه لیسی کادریها رو میکردن! یه دوری تو متنا و عکسای گروه زدم و بعد به این نتیجه رسیدم که کار درست، مث دفعات قبل، همون "لفت دادن" گروهه.
دیروز پریروز هم "اسد" زنگ زده بود . پرسیدم رئیس پلیس کجاس؟ گف بازنشسته شد الان افسر آموزشگاهه! سرهنگ خود کار هم 2 سال بازنشست شده...
کرک و پر همه ریخته...
++ دیروز هم با یه نفر از بازنشته های نظام بانکی آشنا شدم که تو رزومش از ریاست چندین بانک دولتی و خصوصی حرف زده بود و معاونت فلان و بهمان و ...در حالیکه نه حرفاش و نه خودش 2 قرون ارزش نداشت... الانم شده کارپرداز ساده یه شرکت خصوصی !
++ حکایت این پست که یارو رئیس سابق اداره بوق بوده و الان کسی براش تره هم خرد نمیکنه. کاش انقد مفید باشیم که ملت خودشون با ذوق و شوق بیان دنبالمون نه بزور پست و مقام و رانت.

تصویر بالا مربوط به یکی از سایتهایی هست که خدمات متن ارائه میده. براش میخونی و تایپ انجام میده. البته مدتهاست که نرم افزارهای این مدلی هم وارد بازار شدن و البته اکثرا تحت وب هستن و اونور آبی. کیفیت خدماتشون به مراتب بهتر شده ولی همچنان جای خالی محصولات وطنی خالیه. بدون حمایت دستگاههای اجرایی دولت تو این بازار رانتی و بدون کپی رایت این اوضاع تا ابد ادامه خاهد داشت. اینکه ما الان سیستم عامل بومی، نرم افزارای قدر بومی، صنایع خودرو سازی و... بومی نداریم بخاطر عادت کردنمون به مصرف معادلهای پلاستیکی اونهاست.
پ ن
همه چیز فست فودی شده! مدارک دانشکاهی، تولید، خدمات، اشتغال، حتا کارهای عمرانی و...
یه زمانی همین تایپ کردن خودش یه پروسه درد اوری بود. یا پیدا کردن منابع کامل و درست برای مطالعه یا شناخت مشاغل و...کم کم این فرایندهای وقت گیر و گیج کننده ، فست فودی شدن. پلاستیکی شدن. درسته مثل قبل استخون دار و محکم نیس و کیفیت فدا شده ولی نسل جدید اصلا متوجه این موضوع نیس. دانشکاه رفتن، مصداق دیگه این موضوعه، در اینده شغل پیدا کردن، ازدواج کردن و...هم به اون اضافه خاهد شد . (آنها هم پلاستیکی خواهند شد)
با وجود همه خوبیها و رفاهیات، باید شقه دوم مسئله رو هم دید. انگار به سمت تنبلی پیش میریم و همه چیزمون پلاستیکی خاهد شد

ص 38
نوشتن رویاها و یا آرزو ها مثل این است که تابلویی را جایی نصب کنید که رویش نوشته شده "آماده برای کار "...
با نوشتن ،شما حضور خود را در بازی اعلام میکنید . با نوشتن آرزوها روی کاغذ، بخشی از مغز شما که "دستگاه فعال ساز شبکه ای" نامیده می شود در حالت آمادهباش قرار می گیرد تا شما را وارد بازی کند. دستگاه فعال ساز شبکه ای مثل یک فیلتر در مغز عمل میکند و تنها نوشتن است که میتواند از این فیلترها رد شود
ص50
من خودم نمیدانستم که نمایشنامه ام حاوی چه پیامی است تا اینکه در میان تماشاگران نشستم و کلمات خودم را از زبان دیگران شنیدم بعد دیدم که نمایشنامه گویای تشویق دیگران برای پیگیری رویاهایشان هست و... و اکنون من خودم یکی از آنها بودم بدون اینکه بدانم!
ص 156
بزرگترین اکتشافات علمی و ریاضی دنیا در سه "B" اتفاق می افتد. در "رختخواب"، "حمام" و"اتوبوس"! ... دوش گرفتن میتواند برای خیلی از افراد الهام بخش باشد این پدیده به خاطر وجود یون های منفی درون آب می باشد ... اگر هوا به خاطر وجود بعضی چیزها مثل دستگاه های تهویه ، تلویزیون یا بار های فصلی، از یونهای مثبت اشباع شود مردم ممکن است دچار سردرد و حالت تهوع شوند.
ص171
اصلا توقع پاسخ یا پاداشی را از دیگران ندارم چون اگر چنین چیزی را بپذیرم خودم را به چیزهایی که آنها ممکن است به من بدهند محدود می کنم . من می خواهم هر کاری از دستم ساخته است انجام بدهم تا بتوانم وقت و آگاهی ام را در اینجا صرف کنم زیرا زندگی در اینجاست. هرچه زندگیم را به لحظه حال نزدیک تر کنم آن را پربارتر کردهام...

حتا اگه از خود صنایع دفاعی و یا هوایی/ فضایی هیییییچ در آمد مستقیمی هم بدست نیاریم، سود غیر مستقیم اون قطعا خارج از تصور هست.
صرف داشتن توانایی های این مدلی ، صادرات محصولات کاملا بی ربط (مثلا کاسه سفالی) رو هم افزایش میده

تو محوطه بیرونی نمایشگاه انواع راکتها تا انواع موشکها بصورت تایم لاین ، چیده شدن و هر چی جلوتر میرفتی موشکها بروزتر و پیشرفته تر میشد. هرکدوم از اونها شده بود مبنای توسعه نسل بعدیشون .اول راکت های فجر و زلزال که بردکوتاه بودن و بعد توسعه داده شدن و تبدیل شدن به موشکهای نقطه زن سری فاتح، و بعد خلیج فارس و بعد هرمز و بعد ذوالفقار و سجیل و...
یا تو بخش سوخت مایع ها اول از مهندسی معکوس "اسکاد بی" شروع شده و شهاب 1 و2 و 3 و بعد قیام و قدر و عماد و خرمشهر و ماهواره بر سفیر و سیمرغ...
راکتهای ساده "فجر" مبنای شروع کارای موشکی ما تو بخش سوخت جامد حساب میشه و جالب اینکه اسرایل تو جنگ 33 روزه فقط با همینها درگیر بود و تسلیم شد! و اینکه تو بخش سوخت مایع ها ،همین "اسکاد بی" (شهاب 1) با برد فقط 300 کیلومتر و دقت ناچیزش مبنای شروع کار ما بود و تو اوج نیاز ما تو جنگ 8 ساله، به دنیا التماس میکردی کسی بهت نمیداد... حالا کار بجایی رسیده که مردم بچه هاشونو میارن کنار نسل جدید موشکهای نقطه زن برد بلند و باهاشون عکس یادگاری میگیرن. این یعنی عزت!
برگردم به حرف اولم. اینکه هرکدوم از اون موشکا شده بود سکوی توسعه نسل بعدی. آدم با خودش فک میکنه چرا تو بقیه جاها اینجور نیس؟ کاری به کشور و ریس جمهور هم نداریم، اصلا تو یه شهر کوچیک در نظر بگیریم، چرا هر شهردار و مسول جدید که میاد اول لودر میبنده به مسول قبلی و کاراش؟!! چرا اونجا این روند توسعه دیده نمیشه؟ اینکه هر مسئول جدید که میادکارای نفر قبلو تکمیل کنه و کارای جدید رو شروع کنه ( با فرض اینکه کارای مسولای شهر خدمت به مردمه نه چپاول و حراج). مصادیق زیادن. اینکه یه سری میان پیمونکار میارن میدون میسازه، دوباره میان آب و فاضلاب و کندن اسفالت و ... نفر بعدی میاد پل عابر پیاده میزنه ، مسول بعدی میاد همشو با هم خراب میکنه زیر گذر بزنه و.... اینا همه پولا و سرمایه های من و شماس که به فنا میره...
پ ن :
++ خیلیا دو س دارن کشورمون در جهت منافع شخصیشون با خاک یکی بشه. متاسفانه همه این افراد خارجی نیستن. و بدتر از اون اینکه خیلیشون تو کشور، دارای پست و مقام هم هستن!
++ آدم دلش برا مردم عادی میسوزه. افرادی که به اصطلاح دستشون به جایی بند نیس و مدام توسط افراد بالا بازی میخورن...
++ تو این جور نمایشگاه ها و حرکتا ، نیمه پر لیوان هم دیده میشه .آدم امید وار میشه. هنوز هم آدمای خوب و سالم وجود داره. چشم انداز روشن و انرژی مثبتی که بهت میدن، تو سیل بمباران "ناامیدی و تحقیر" مسئولای خود فروخته ، مث آب روی آتشه.