+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک
+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک

جاسوییچی


+ ازشون متنفرم . آدمای شکم پرور حیوون صفت. افرادی که بخاطر یه پرس غذای مفتی چه کارها که نمیکنن و مرزهای عزت نفس رو درنوردیدن....افرادی هیچ اعتقادی به دین و مذهب ندارن و حتا مستحق و نیازمند هم نیستن و  بر خلاف تمکن عقل و شعور،از تمکن مالی خوبی هم برخوردارن. 

+ کاش فقط همین بود ، به جز عزت نفس و شخصیت خودشون، آبرو و مسلک ماها رو هم به لجن میکشن. هم بعنوان همشهری،هم میهن و... و  هم بعنوان هم مسلک و مذهب... 

+ بچه که بودم تعجب میکردم از شنیدن  نامرغوب بودن خونه های نزدیک مسجد . با خودم میگفتم قیمت این خونه ها که بایدبیشتر از بقیه باشه، کنار مسجد بودن یه مزیته.

+یکی از  دوستان اهل هیات و مسجد، تعریف میکرد قرار بود  عاشورا تا دیر وقت مراسم ادامه داشته باشه. وسطای مراسم زد به سرم برم خونه یه سری بزنم. باز بودن در حیاط و حتی اتاقا عصبانیم کرد که چرا بچه ها انقد حواس پرتن و درو باز گذاشتن. تو این افکار بودم که جلو در آشپزخونه یه جوون لاغر اندام دیدم تمام بدنش سیاه و پوشیده، فقط چشماش پیدا بود. یه چاغو  هم گرفته بود دستش. تا باهام رو در رو شد بهم گف بزار برم، وقت نکردم چیزی بدزدم.مجبورم نکن از چاغو استفاده کنم.صداش لرزش  داشت.گف نامزد دارم...

بهش گفتم کی هستی؟  از کجا معلوم چیزی ندزدیدی، باید جیباتو بگردم.قبول کرد! همونجور که دستم تو جیباش بود به گریه افتاد، و میگفت بزار برم...

 قبول کردم و رفت. فرداش دیدم کلید و جاسوییچیش رو جا گذاشته، برداشتم جلو در خونه رو علمک گاز گذاشتمش، شاید کلید خونه یا موتورش باشه،بهش نیاز داشته باشه بیاد برش داره. اگه میشناختمش حتما بهش کمک میکردم، هم برا خونوادش و هم برا پیدا کردن شغلی آبرومندانه.

+تو این چند روز تعطیلی انقد خبرای بد بهم رسیده که هنوزم دپرسم. از طلاق های غیر قابل باور بین جوونای آروم و بی حاشیه، تا زندانی شدن یک آدم خیرخواه و با مرام. به نظرم همشون بیتقصیرن! نه اینکه مطلق بی تقصیر باشن، ولی ۹۹ درصدش بخاطر فشارای محیطی و جو ناسالم جامعس.   بقول یکی از دوستان: دلم  برا  همشون سوخت،  اونا مرکز توجه و البته محکومین اصلی ماجراها به نظر میان اما درواقع دزدای اصلی،مقصرای اصلی،مفسدای اصلی، با کت و شلوار شیک و یقه های سفید جاشون گرم و امنه و کسی هییچکاری باهاشون نداره. مثلا اون جوون که رفته بود دزدی رو همه میبینن، اما مثلا عباس آخوندی وزیر مسکن رو که اینهمه جوون رو در به در کرد رو کسی نمیبینه، وزیر میلیاردی بهداشت قاضی زاده هاشمی رو کسی نمیبینه، مسولان و مسببان رانت و فشار به قشر ضعیف که شعار اصلاح میدن رو کسی نمیبینه...

امیدوارم از تمام این حضرات که تو انحراف جوونا، از هم پاشیدن خونواده ها، ورشکستگی شرکتها و بیکاری کارگرا و... مقصر اصلی هستن حساب کشی بشه. نه فقط در آخرت، که تو همین دنیا.

چریک۲

پیرمرد تو غربت و تنهایی از دنیا رفت. خیلی تنها بود ولی با شناختی که من ازش داشتم، خوب میفهمم سبک بار و آسوده از دنیا رفتن چقدر ارزشمنده. 

ماها کم و بیش یه چیزایی میشنویم، اما درک کردن و فهمیدنش سخته. بزرگ کردن آبرومندانه دو تا بچه یتیم از کودکی تا فرستادنشون به خونه بخت، مدیریت زندگی، اون هم به تنهایی، کار هر کسی نیست...

فکر نون باش که هندونه آب هم نیس.


یه عدد هندونه ۳ کیلویی خریدم،کلا  هزار تومن! خودم خجالت کشیدم! وقتی بردم خونه دیدم مث قند شیرینه بیشتر شرمنده شدم.یه بطری آب معدنی ۲هزار تومنه ، اونموقه حاصل زحمت یه کشاورز انقد بی ارزش!؟ من بعنوان یه مصرف کننده باید از ارزونیش خوشحال باشم و خدا نکنه گرونی به این بخش هم سرایت کنه، اما این بی عدالتی و بی انصافیه سیستم رو میرسونه، اگه شرایط برا همه یکسان بود آدم انقد ناراحت نمیشد.

واقعیتی تاریخی

نقل قولی از محمدرضا پهلوی هست که  حتی اگه دروغ هم باشه، یک واقعیت و عمق ریشه داری دارد برای تمام وقایع تاریخی و همینطور در مورد زندگی شخصی ما هم کاربردیه:

....اوایل خردادماه سال 1358 بود که با یک فروند هواپیمای جت -که از شرکت ایرانی گلف استریم (متعلق به میلیاردر ایرانی آقای نمازی) کرایه کرده بودیم- روانه نیویورک شدیم. در امریکا ایرانیان زیادی بودند که ده‌ها شرکت کشتیرانی، هواپیمایی و پالایشگاه‌های گاز و نفت را در مالکیت خود داشتند. موقعی که شاه شنید آقای نمازی -که یک نفر شیرازی است- جزو میلیاردرهای تراز اول امریکا به حساب می‌رود و صاحب ده‌ها شرکت بزرگ بین‌المللی و ده‌ها فروند هواپیما و کشتی است، اظهار داشت: اگر من در سال 1332 فریب امریکایی‌ها را نخورده بودم و به تهران بازنمی‌گشتم و مثل آقای نمازی دنبال تجارت می‌رفتم، اکنون پادشاه اقتصادی گمنامی بودم و هیچ‌کس هم با من کاری نداشت! او درست می‌گفت، در امریکا افرادی هستند که چند برابر شاه سعودی  یا امیر کویت ثروت دارند و هیچ‌کس هم اسم آن‌ها را نشنیده است. آن‌ها در قصرهایی زندگی می‌کنند که کاخ سعدآباد یا کاخ نیاوران مثل سرایداری آن‌ها می‌باشد! ....

پست مرتبط:

به بهای بادhttps://dar300metri.blogsky.com/1392/02/22/post-16/   

من حیوانم شما چطورhttps://dar300metri.blogsky.com/1397/07/25/post-424/لطفا-رابینهود-باشید

سردشت


خلاصه سفر به سردشت: تو این زمینه هم، کم کاری و اجحاف شده.

متاسفانه با سرچ در گوگل بیشتر در مورد جنایات و حملات شیمیایی اروپاییها و امریکاییها علیه ایران، اطلاعات بدست میاد تا حضور مستقیم به شهرهای قربانی این حملات.

#حملات شیمیایی