+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک
+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک

تولید، پشتیبانی‌ها، مانع زدایی‌ها


++ دستگاه ایمنی بدن بسیار قدرتمنده. مطالعه روشهای دفاعی اون قابل تامله. معجزس. به همین دلیل بنای یکی از مکاتب طبی ، واگذاری کامل درمان به  خودش هست ( به زبون خودمونی، عدم دخالت و فضولی تو کارای خدا!) . 

در این مکتب ،ما فقط موانعی  که خودمون سر راه این سیستم ایجاد کردیم رو برمیداریم. خام گیاه خواری ، نظم، خواب کافی و ...


++سالهاست که ادمیزاد فهمیده ریشه  بیماریها و البته درمان اونها تغذیس. بهترین سیستم ایمنی که در طول تاریخ نسل بشر،  بلوغ پیدا کرده،  بدون"مواد اولیه" ، کاری ازش ساخته نیست. انواع ویتامینها و مواد معدنی میوه و سبزیجات و غداهای پایه گیاهی و آب پز.

ولی در عمل ،عادات رفتاری و تلقینی  ما،شده : انواع  فست فودها و سرخ کردنیها و کنسروجات و...

++ بدن در مواقع اضطرار، ناخودآگاه و غریزی میدونه چی براش خوبه و چی بده. حتی میدونه دلیل بیماری چی هست! در بیماریها و ضعفها، نقش اراده  و عادت کمرنگ تر میشه و رفتارهای ذاتی و ناخودآگاه مجال بهتری برای مدیریت بدن، پیدا میکنن.افکار و رفتاری پیدا میکنیم که معمولا در مواقع تندرستی خبری ازشون نیس. خیلی از اصلاح رفتارها به ذهنمون میرسه...

تا حالا براتون پیش اومده ؟ موقع دلدرد ناشی از مصمومیت،  با فکر کردن به صف روغن نباتی و کبابهاو ته دیگها و غذاهای فست فودی، چه حسی بهتون دست میده؟!! یا موقع سردرد فکر کردن در مورد سرو صدا و نور و تلوزیون و صفحه نمایش و...)

دیالوگ

دومی: "قهرمان قبلی" خیلی کارا بلد بود. خلبانی، قهرمان شنا و چتر بازی، رکورد دار تیر اندازی، تسلط به چندین زبان، چند ورزش رزمی، و...

اولی(بعد از پایان همه توصیفات و قبل از اینکه اون بپرسه تو چی بلدی و چه عرضه ای داری) :  ولی اون مرد!

دومی: یعنی چی؟!

اولی: یعنی من سبک کاری خودمو دارم و شاخص های ارزشی خودم! ( اگه این چیزا که تو گفتی ارزش و مزیت بود، قهرمان قبلی رو زنده نگه میداشت...)

بعدا اضافه شد:

زنده بودن، مولفه ای هست که به همه چیزای دیگه میچربه!! شاید  ما ثروت و قدرت قارون و فرعون رو به خواب هم نبینیم ، اما اونا مردن و ما زنده ایم.قدر فرصتهامونو بدونیم.

نیمه شعبان


اولی: برا کمک به نیمه شعبان بانی میشی؟

دومی: خودت میدونی مخالف جشن و مراسمش نیستم  و ...اما لطفا   برا نور افشانی مصرف نشه . اگه میخاید کادو و هدیه برای بچه ها تهیه کنید و یا  ترتیب مسابقه بدین ، اشکال نداره .

اولی: چرا؟!

دومی: نمیدونم . حس میکنم گرم کردن کاسبی واردات چی های لوازم اتش بازی هس.

حکایت  تسبیح و مهر و جانماز و سجاده وارداتی از کشورهایی که خودشون هیچ اعتقادی به اسلام یا حتا خدا ندارن...

عبادت این مدلی اصلا به دل نمیشینه...

خلاصه این خرجهای بی هدف و اکثرا بدون بازده ، فقط ویزیتورهای اون کشورهارو خوشحال میکنه و پورسانتگیران واسطه وارداتچی.


حال احوال این روزها


آدم گاهی انقدر از دنیا سیر میشه، که از انفجار ستاره و برخورد شهاب سنگ و...استقبال هم میکنه.

شاید بخاطر...

نو روز


++ به قول مصطفی، شکوفه های درختان و زنده شدن  فضای سبز قبرستون بعد از مرگ زمستانی، خودش به چالش کشیدن همه ادعاهای ما آدمهاست.

این درختان بارها میمیرند و زنده میشوند، عمر برخی از اونها به اندازه چند نسل آدمهاست. اونها در بقا موفقتر از آدمهای پر ادعا عمل کرده اند.


++ حتی اگه بحث معنوی رو کنار بزاریم، خود رفتن به قبرستون، آموزندس.

اینجا ایستگاه آخر این دنیاست. ژاپنیها ، مرده هاشونو میسوزونن ، شاید کمبود جا دارن... 

ما ایرانیها چی؟! حتی تو بیابون قبرستونش هم حاضر نیستن یه وجب اضافه تر قایل بشن. اینجا رو هم  قواره بندی کردن  و ۲ یا سه طبقه تحویل میدن!!!

اف بر این دنیای دنی.

شاید اون قبرای نامرقوب و قناس ، مناسب ما درنظر گرفته شده.


++ تا اونجا که در توانمون باشه باهاشون مبارزه خواهیم کرد. بسیار بسیار مشتاقم افرادی که در ذهن دارم رو در اینجور جاها ببینم. قارونها و فرعونها شاید مفید تر بوده باشند نسبت به این موجودات.

وقتی لخت و عور چال میشن، قیافشون دیدنی خواهند بود. قانون دنیا همینه. تا بوده چنین بوده.