
یه چیزی هست که همه ما میدونیم و باز بهش بی توجهیم:
اینکه بهشت رو جوی عسل و شیر و ...نمیسازه! لذت بهشت به دارو درخت و سبزی و...نیست!
اینکه اونجا پر از مردم خوبه همین کافیه!
جهنم هم همینطور! به داغی و شکنجه و ...نیست! معاشرت با یه مشت آدم نما بدترین نوع عذابه!
مصداقش تو همین دنیا همسایه بد، همکار بد، هم محله ای بد،همکلاسی بد،استاد و یا ...
همینکه با ادمای بزرگمنش معاشرت کنیم و اونا سطحشون بالاتر باشه نشاط میاره...
پ ن:
* تصور کنیم افرادی که به قول سعدی همچین باورهایی دارن:
خنک آن که آسایش مرد و زن / گزیند بر آرایش خویشتن ...
دور و برمون پر باشن و با همچین افرادی معاشرت داشته باشیم..
* ...و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى که پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است (بشتابید سوره 3 آیه 133)

++ بلاخره هر مقام و شغلی زیر دست یه مقام دیگس...ریس بانک مرکزی هم که باشی و امضات توی همه اسکناسا باشه باز زیر دست یه نفر دیگه ای...زیر دست بودن فی نفسه مهم نیس،بدبختی اینجاست که زیر دست کی باشی، یه ادم نالایق یا... (پست مرتبط)
++ به دختره برجی 6 میلیون حقوق میدن اما خودشم میدونه لیاقتش 500هزار تومن هم نیس...به همین خاطره که مث چی میترسه بره مرخصی طولانی مدت (مثلا ازدواج یا زایمان....) چون مطمئنه اگه یه مدت نباشه یکی با پارتی میاد سر اون پست ( مثل خودش که با پارتی اومد) دیگه عمرا بزارن برگرده سر اون پست!
++اگه قیافه و شادابی بعضی ادما رو ازشون بگیری ، واقعا غیر قابل تحمل میشن! مصداق بارز همون سبزی مزبله ای که پیامبر میگفت. تصور کن چقد از همین بانوان هستن که تو جامعه، دانشکاه،درمونگاه، ادارجات و بانکها و... اگه قیافشونو ازشون بگیری کسی تف تو صورتشونم نمیندازه! انقد بیشخصیت،بیسواد،و بیفایده اند!
پ ن:
* عاقبت این سیستم تو بلند مدت معلومه چی میشه...
* البته که در مورد جامعه ذکور هم صدق میکنه اما واسه بانوان عینی تره...
* و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند (سوره 59 آیه 19)
آخرین حسادت من به گاوها بر میگرده به سفر اجباری دو ماهه من به کلاردشت.
موقعی که از حدودای6 تا8 صبح تو میدون صبحگاه پادگان کلاردشت، مشرف به کوه های پوشیده از برف البرز، خبردار ایستاده باشی و گاوهایی رو نظاره کنی که در فاصله ای نه چندان دور تو دامنه تپه های سرسبز آزادانه مشغول چرا هستن. حس حسادت میاد سراغت! اونموقه از خودت میپرسی چرا اونا انقد از زندگی لذت میبرن و ما آدما همیشه تو استرس و التهابیم؟ مگه ما آدما چیمون از گاوا کمتره؟ حتا اگه گله گاوها رو ناگزیر برتر از گله انسانها بدونیم، چرا گله انسانها یکدست نیست؟چرا انقدر تبعیض؟چرا درک عدالت برام انقدر سخت شده؟ اصلا چرا من؟! چرا اینجا؟ چرا نمیتونم درک کنم فرق من نوعی با "مجید" چیه که دوره اجباریشو تو یه ارگان دولتی کنار خونش گذروند و جدای حقوق و مزایای اونجا، داره برا استخدام تو همون ارگان آماده میشه؟ اما امثال من باید چندسال دنبال کار با حداقل حقوق بگردن؟واقعا چه برتری و صلاحتی تو امثال مجید وجود داره؟!
اصلا چرا مجبورم این سوالهارو تو دلم نگه دارم؟ برای گاوها "چراگاه" وجود داره اما برای من هیچکجا نیست جواب چراهامو بشنوم...
و هرچه به عمرمون اضافه میشهدامنه سوالات گسترده تر میشه و هنوز مجبوریم خودمون برا خودمون جوابها رو بسازیم...
مگه "چرا" حق همه نیس؟!
پ ن:
حتا خدا هم مجوز انجام گستاخانه ترین و حتا بدترین سوالها رو داده.مثلا به ابراهیم، که پرسید چجور مرده هارو زنده میکنی و یا ..
واقعا خدای خوبی داریما!
حساب کن. مثلا واکنشهای انسانهای 3هزار سال قبلو تو موقعیتهای مختلف در نظر بگیر...شاید رفتارشون از نظر ما تند و یا بی فرهنگی بنظر برسه ...اما خدا چقد صبر ومهربونی نسبت به اونا داشته.ما هم همینجوریم.شاید نسلهای آینده ازمون نفرت داشته باشند و از ما بعنوان نسلی بی فرهنگ و با درک پایین یاد کنن...اما خدا هیچوقت توجهشو از ما برنداشته...
خدایی که به همه موقعیتهای زمانی مسلطه.
++خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى گیرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى یابند کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست و اوست والاى بزرگ (سوره ۲ آیه۲۵۵)
++و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند (سوره 2, آیه 186)

برای فرزندانمون "فقرمادی" به مراتب باور پذیرتر از "فقررفتاری" ماست...
بزرگترین وظیفه والدین نسبت به فرزندشون، دادن احساس شخصیت به اونه
خدا عاقبت والدینی که شخصیت فرزنداشونو خرد میکنن به خیر کنه....

++ بعضیا منتظرن یه مراسمی برسه فرمالیته اجرابشه و برن دنبال کارای خودشون. مهم نیس این مراسم نوروز باشه یا یه مراسم مذهبی یا...
اصلن انگار فک کردن رو از از بعضی ادما گرفته باشن! اونایی هم که فکر کردن بلدن توسط همین " افرادفکر خاموش" آچمز میشن. مثلا طرف میدونه تعطیلات عید یه فرصت طلاییه برای انجام خیلی از کارا ، اما مجبوره تو خونه منتظر بمونه که" افرادفکرخاموش" تشریف میارن یا نه...
گاهی این صله رحم انقد بی برنامه و بدون نظم اجرا میشه که باید تمام ساعات روز رو منتظر فردی خاص بمونی که بیاد یه دید و بازدید عیدانه ای کنه و بره تا سال دیگه همچین موقعی! این مدل صله رحم به چه درد میخوره!؟ وقتی سال تا سال طرف احوالتم براش مهم نیس چرا وقت و اعصابتو خرج اون کنی؟
تو این پست هم اشاره ای شده بود به سفرهای کورکورانه ماها تو تعطیلات که فقط ترافیک و اعصاب خوردی بهمراه داره.بجای رفتن به یه جای بکر و آروم و یا فرصتی برای یادگرفتن و یاد دادن، گله ماشینها و آدمها تو بازه زمانی کوتاه سرازیر میشن به یه مناطقی خاص که...
عید نوروز هم مث خیلی از مراسما تو اجرا، دچار کج سلیقگی شده. شما فقط و فقط حساب کن عمر70میلیون جمعیت تو این بازه صرف چه کارهایی میشه. هر لحظه به پیری نزدیکتر میشیم و فرصت سوزیها همچنان ادامه داره...
گذران تعطیلات و برنامه های نیمه تمام و صله رحم و ...چند مثال دم دستی بودن. حتما موارد مشابه رو خودتون هم سراغ دارین.
+ + سال نود و پنج برای هر کسی مفهومی داشت. بعضیا بهش سال "نودو رنج" لقب دادن و بعضیا هم بهش گفتن "نودو غنج".
و البته این مطلق نبوده و برای اکثر ماها ترکیبی از هردو. در هر حال زمان معطل کسی نمونده و ما موندیم و اعمالمون
+ ... و بسا چیزى را خوش نمى دارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى دارید و آن براى شما بد است و خدا مى داند و شما نمیدانید (بقره۲۱۶)
++ انگار همین دیروز بودکه پست صنعت زدگی بابت نوروز95 نوشته شد! امسال هم براتون سالی سرشار از خیر وبرکت، سبزی و شادکامی آرزومندم.
پ ن: یکی از دوستان حرف قشنگی میزد: میگفت راننده خوب اونی نیس که مقررات رو کامل رعایت کنه یا نکات ایمنی و فنی رو کامل رعایت کنه و .... راننده خوب راننده ایه که فکر کنه دیگران دیوانه اند! و هر لحظه آماده باشه در برابر دیوانگی افراد واکنش مناسب نشون بده! اینکه فقط خودت عالی و بی اشتباه باشی کافی نیست. تو باید هر لحظه مراقب اشتباهات دیگران هم باشی! مثلا اگه تو مسیر درست و با سرعت مناسب داری حرکت میکنی هر لحظه آماده باشی که یه عابر خودشو پرتاب کنه جلوت،یا یه ماشین با سرعت منحرف بشه به سمتت ویا...
این حرف دوستمون رو میشه به همه جای زندگی تعمیم داد. خیلی هنرمیخاد به مرحله ای برسیم که اشتباهات دیگران بر ما اثر نکنه و هنر بالاتری میخاد اینکه بتونیم دیگران رو از اشتباهاتشون مصون کنیم