+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک
+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک

چینش خاص


بهش میگم چینش این مدلی کارها و نیروها باعث دوندگی بیشتر مراجعین و  کم شدن انگیزه و بازدهی نیروها میشه. برای ما و مراجعان، اتلاف وقت و سردرگرمی بار میاره. در جواب میگه:     لابد مدیرا یه فکرا و حساب کتابایی میکنن که به ذهن ما نمیرسه.      بهش گفتم قطعا همینطوره. اما این جواب خوبی برا من نیس. معاویه هم خیلی فکرا و حساب کتابا کرده بود که با علی در افتاده بود...

اولین مصداق عینی و ملموس این مدل "مدیریت احمقانه" رو تو دوره اجباری سربازی  دیدم. و البته اونو گذاشته بودم به حساب عقده ای بودنشون. اینکه نیروها و افراد رو جوری چینش میکردن که حداکثر کنتاک و برخوردو اصطکاک روحی درشون ایجاد بشه و  درگیری تا ابد ادامه دار باشه . البته یه احتمال دیگه هم مطرح هست و اون اینکه حداکثر توان رو بخرج بدن تا جلو هر گونه اتحاد و انسجام در طرف مقابل گرفته بشه ! دلیلش هم حفظ جایگاه خودشون و تسلط بر افراد به هر قیمتی(همون تئوری تفرقه بنداز و ریاست کن). حالا این وسط بازدهی مجموعه در حداقل و فشارها در حداکثر ممکنه  باشه چه  اهمیتی داره!

تو بهترین حالت ممکن حکایتش مث بازیکن فوتبالیه که میخاد همه گلها رو  فقط خودش بزنه. نه تنها به کسی پاس نمیده، بلکه افراد تیم رو  از ورود به زمین حریف منع کرده!!

نمیدونم شاید توهم توطئس اما دم دست ترین جوابیه که تا الان پیدا کردم

عید مبعث در بیمارستان

++  پیرمرد مدام ناله میکرد. طاقتش تموم شده بود. میپرسید من چه دزدی و هیزی کردم که اینجور خار شدم...؟

اونا که زندگی سالمی داشتن این اوضاشونه، وای بحال ماها!


++ همیشه خون "معدود افرادی" رنگین تر از بقیه بوده و هست. یه زمانی بیمه تامین اجتماعی برا خودش ارزش محسوب میشد و "معدود افرادی" که داشتن خیالشون راحت بود...به مرور زمان این بیمه از ارزش افتاد و بیمه تکمیلی جاشو گرفت و "معدود افرادی" رو خوشحال میکرد... الان دیگه کسی برا اون بیمه تکمیلی هم تره خرد نمیکنه. موندم اون "معدود افراد" الان چیکار میکنن؟

معمولی/خوب/عالی


++ سواری پیکان چنان باسرعت از فرعی اومد تو اصلی که فکر نکنم هیچ بدلکاری بتونه اون حرکت رو تو شرایط ایمن تکرار کنه! فقط به لطف اعصاب سمپاتیک  زنده موندیم! بعد از حسرت خوردن از وجود همچین موجودات بی شعوری و سانسور تشرهایی که لیاقتشو داشت  و فروکش کردن  آثار آدرنالین، جوالدوز رو به خودم هم زدم به  یاد جمله ای  که بارها تکرار شده: راننده خوب اونی نیس که نکات ایمنی و فنی رو کامل رعایت کنه . این یه ارزش متوسط حساب میشه. ارزش بالاتر اونجاییه که بلد باشی مراقب حماقتهای بقیه باشی. خوب بودن رو تقریبا همه بلدن. این زمونه باید عالی بود.  باید رفت مراحل بالاتر.

++ فرق خوب و عالی اندکی تلاش بیشتره.

++ پست نیمه مرتبط


یه آسمون،دو تا درخت / یه آفتاب، یه بند رخت

زندگی همینه. به همین سادگی. فرق نمیکنه، پیر یا جوون  . در هر صورتی  از داشته هامون لذت ببریم.