+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک
+

+

داریم میرسیم، نزدیک شدیم، خیلی نزدیک

همیشه مواظب "وینگ من" باش و او را سالم برگردان


برداشتی دیگه از کتاب هارتمان:

ص58 

 موقعی که هارتمان با دیگران وارد دفتر فرماندهی شدند مردی قد بلند  با موهای مشکی صاف و صورت بلند و باریک  با آنها خوش و بش کرد و با لبخند گفت: سلام جوانان معصوم بیگناه!..من فون بونین فرمانده گروه هستم... او اونیفرمی مستعمل بر تن داشت و شلوارش زانو داده  و چکمه هایش...

هارتمان فورا محبت اورا به دل گرفت و به صحبتهای او گوش داد. او با 53 پیروزی هوایی و با 32 سال سن یک خلبان شکاری مجرب بود و حرفهایش مورد پسند هارتمان بود:

در اینجا فقط پیروزی های هوایی بحساب میآیند و درجه  و عناوین به هیچ شمرده میشوند... البته روی زمین انضباط باید مراعات شود ولی در هوا هر گروه پروازی توسط خلبانی رهبری میشود که بیشترین پیروزی و بهترین توانایی و تجریه را دارا میباشد و این قانون و دستور شامل حال همه و حتا خود من هم میشود.....

در هوا و طی لحظات کارزار گفته ها و لغاتی به زبان جاری میشود که هیچگاه روی زمین نباید بزبان بیایند بخصوص در مقابل افراد مافوق، ولی در هیجان جنگ تلفظ  این الفاظ هرچه زشت و توهین امیز هم باشد متداول و معمولی است و به محض فرود همه چیز باید فراموش شود...


ص73 

اگر کسی در جنگ قادر به شکست حریف با روشهای معمول خودش نشد، باید از تاکتیکی استفاده کند که تا سر حد امکان به سبک و سیاق حریف نزدیکتر باشد.

ص81 

پس از انجام 110 ماموریت، هارتمان به فرماندهی "وینگ من" رسید و آنگاه باداشتن وینگ من و اتکا به تجربیاتش میتوانست در مسیر اهدافش قدم بردارد. وی علاوه بر پیروی از فورمول نبرد 4 مرحله ای خاص خودش (1دیدن-شناسایی هدف-، 2تصمیم ، 3حمله و4 دور شدن یا دورزدن برای حمله مجدد) ،  به تبعیت از استاد اول پروازش  این اصل را هم به وظایفش اضافه کرد:  که همیشه مواظب "وینگ من" باش و  او را سالم برگردان. (افراد کم تجربه تر به عنوان وینگ من زیر نظر  اساتید اموزش میبینند)


تنت به ناز پزشکان نیازمند مباد



++ خدا رو شکر که شلغم و پیاز آفریده های خدا هستن و در دسترس همه   ، وگرنه پزشکان محترم جامعه رو بلعیده بودن. تو دوره دانشجویی و سربازی وکلا دور بودن از خونه و خونواده موقه بیماریها و ضعف تنها منجی آدمه. موقه شروع سرماخوردگی که سوزش چشم و بینی غیر قابل تحمل میشه بجای دارو و بقیه آتاشغالا، یه بند انگشت پیاز خرد کنین و بوی اونو استشمام کنین و معجزشو ببینین:)

++ باید تجدید نظر جدی بشه تو شلغم خطاب کردن افراد در جهت تحقیرشون. مقام شلغم خیییلی بالاست!

++ تلاش کنیم شلغم و پیاز باشیم! مفید و بی ریا!

تناقض فرعونی


کار به جایی رسیده بود که فک میکردم اونا ادمای خاصی اند و گر نه حرفایی که میزدم و موضوع حرفام منطقی و شفاف بود اما اونا جوری رفتار میکردن که انگار اصلا نمیفهمن یا نمیخاستن بفهمن. 

تو مراسم تقدیر از دانش اموزا که بچه هاشونو اوردن به این نتیجه رسیدم که نه! اونا هم آدمن! اونام مث خود ما خونواده دارن و... پس اگه اینطوره چرا اینجور رفتار میکنن؟!

 

بلاتشبیه تناقضش مث فرعونه! وقتی فرعون به خواب و خوراک و توالت نیاز داره و انقدر ضعیفه، چطور به خودش جرات میده بگه من خدای مردمم؟!! انا ربکم الاعلی!!!

سوره النازعات ایه 24

چند کتاب از یک نویسنده


در ادامه معرفی کتاب قبل اشاره ای هم به کتابای دیگه این نویسنده کنیم . کف خیابون ، حیفا، حجره پریا و...

اگه شما هم لذت بردین  ، برداشتهاتون رو تو بلاگهاتون  در موردشون بنویسین...