
...تصور خانواده چمران این بود که او پس از ورود به لبنان به دانشگاه آمریکایی بیروت رفته و به تدریس خواهد پرداخت اما چمران این کار را نکرد. به محرومترین بخش لبنان و به میان شیعیان که فقیرترین قشر لبنان بودند رفت و مدرسه صنعتی جبل عامل را که برای آموزش سیاسی، ایدئولوژیک و صنعتی تاسیس شده بود اداره کرد و ۴۵۰ یتیم و بچههای زیر خط فقر را در آن مدرسه پرورش داد.
یکی از اعضای حزب الله لبنان درباره این بچه ها میگوید: «۴۵۰ کودکی که چمران با آنها کار کرد، اکنون مسئولان و رهبران مقاومت لبنان هستند. چمران برای هر یک از این بچه ها لقب تعیین کرده بود. اعراب روی فرزندانشان نام امیر نمی گذارند چون نام شیوخ عرب است. اما دکتر اسم همه پسرها را امیر صدا می زد مثل امیرحسین، امیر رضا و…، نوبتی بچه ها را تا مرز اسرائیل می برد. دوربینی داشت که همیشه با او بود و در عکسها هم معمولاً با این دوربین است. تک تک سربازان اسرائیل را با این دوربین به بچه ها نشان میداد و از همان کودکی انگیزه مبارزه با اسرائیل را در دل آنها میکاشت.»پ ن:
تقریبا همون رویه ای که تا همین الان، در مدارس و موسسات آموزشی و فرهنگی ما جریان داره!
فرقی نداره بچه خودتون باشه یا بچه اقوام. اون موقع که از نزدیک ذل زدین به صورت خواب آلود اونا، فک کنین به:
+ اینکه در زمان جاهلیت چطور بچه هاشون و زنده به گور میکردن؟اصلا آدم سالم و عاقل دلش میاد؟مگه میشه؟
+ اینکه چطور بعضیا دلشون میاد بچشون رو سر راه بزارن؟ نه زمان جاهلیت، همین دور و زمونه خودمون.
+ اینکه مگه میشه آدم انقد قصی القلب بشه که این موجود بی پناه رو با اراده خودش سقط کنه.
+ اینکه مادر موسی چقدر باید اطمینان قلبی داشته باشه که حاضر بشه اونو به رود خروشان بسپاره. در مورد شناخت شخصیت مادر موسی کم کاری کردیم.
+ اگه برخی غذاها رو مادر بخوره بچه دلدرد میگیره و اون پیچ وتابای بچه از دلدرد، مادر رو مجبور میکنه برنامه غذاییشو تغییر بده. همونجور که کوچکترین برنامه غذایی روی روحیات و جسم نوزادا تاثیر داره، به همین منوال کارای والدین تو جسم و روح همه نسلهای آتی هم اثر داره. اگه والدین بدونن فلان رفتارشون چه دردها و پیچ و تابهایی در چند نسل بعد ایجاد میکنه تو کارهاشون تجدید نظر میکنن
میگفت برا هزینه بیمارستان حدود ۳ میلیون پول نیاز داره. پرسیدم مگه هزینه بچه دار شدن رایگان نبود؟ گف از همین هفته اینجور شده.
با خودم دچار تناقض شدم. اگه سیاست کلان برای تشویق مردم به ازدواج و فرزند آوری داره همه جا تبلیغ میشه و همه جا صحبت از بحران تحدید نسل تو ایران و خیانت دولت هاشمی و خاتمی تو این زمینه هس، پس چرا دولت فعلی تو عمل جور دیگه رفتار میکنه؟!
از طرفی دیگه از شکاف طبقاتی منزجر میشم. یه عده ای لب مرز فقر و گرسنگی این ۲ الی ۳میلیون پول براشون فشار مضاعفه در حالیکه یه عده دیگه دغدغشون چیزای دیگس و فقط چند صد میلیون خرج میکنن بچشونو تو آمریکا یا اروپا بندازن پایین!
( البته بازیگران و سلبریتیایی که ما می شناسیم مشتی از خروارن. واکنشهای اخیر مردم به بچه امثال رامد جوان و مهناز افشارو جرقه ای کوچیک در نظر بگیریم در واکنش به تبعیض طبقاتی جامعه)
غرق در مشغله های فکری از پیاده رو رد میشی. یه مشت باد کنک رنگی توجهتو جلب میکنه. سرعتو کمتر میکنی و یه نگاهی به بادکنکا و ویترین میندازی. دختره تو یه مغازه ۳در۴ نشسته و سرش تو گوشیه. بعیده صاحاب مغازه باشه. لوازم جشن تولد میفروشه. دوباره یه نگاهی به بادکنکها میندازی و یه نگاه به برجی که نزدیک همون مغازه در مراحل پایانی ساخته. ساختمون مرتفعی که تو مدت بسیار کوتاه اونم تو این اوضاع و گرونی ساخته شده. ازخودت میپرسی: با پول چند قرن بادکنک فروختن میشه همچین ساختمونی ساخت؟!
دختره هنوز سر گرم اون گوشیه و نمیدونی به این موضوع فک میکنه یا نه.
اولین بار بود به دیدنشون میرفتیم.
خیلی جوان تر از اونی بودن که فک میکردیم.
کلی حرف برا گفتن داشتم. کلی نقشه برا اولین ملاقات داشتم. اما وقتی بچه به بغل اومدن جلو ، اون بچه که هنوز یه سالش نشده بود با خنده هاش همه چیزو بهم ریخت! کل پیش بینی ها و محاسبات بهم ریخت و فراموش کردم چیکار داشتم.
احساس فرعون بودن بهم دست داد! اونی که همه بچه ها رو میکشت و وقتی همراه آسیه با موسی مواجه شدن، مهر اولین برخورد همه معادلاتو بهم ریخت.
پ ن:
+ خدا بخواد با چیزای ساده کل معادلات ابر قدرتها رو بهم می ریزه.
+ گاهی لبخند و خوش خویی و گشاده رویی معجزه میکنه.
+ یاد بگیریم تو اوج ضعف هم خوش رو باشیم .