++ به خانمه گفتم فک کنم پاکت خردیدتون رو پشت در تو کوچه جاگذاشتین.
گفت نه. اون میوه ها رو مخصوصا شستم و استریل کردم گذاشتم ، رفته گر ببره.
++ مراجعین ، میوه های مجلسی جلو ویترین رو بدون پرسیدن قیمتشون بردن صندوق عقب ماشینشون. میوه فروش خطاب به مرد ساده پوش گفت: میوه های قیمت مناسبتر انتهای مغازس. وقتی مرد ساده پوش مغازه رو ترک میکرد برق شادی تو چشماش بود.
مغازه دار مشتریهاشو مدیریت کرده بود. اونها که از طبقه برخوردار جامعه و لوکس پسند بودن عارشون بود برن آخر مغازه درحالیکهمیوه های آخر مغازه ، تفاوت زیادی با بقیه نداشتن.
++ میگفت متنفرم از دور و بریهای کاسه لیس که فقط بلدن اشک تمساح بریزن و با جنازه عکس یادگاری بگیرن. دنبال تهیه سبد کالایی برا یه بچه یتیم بود. میگف وقت"عمل" هیچکدوم از حضرات منسب پرست پیداشون نیس.
++ یه روزهایی آب صلواتیه. یهروزهایی نون صلواتیه.
پ ن:
دم همه آدمای بامعرفت گرم.
با محدودیتهای تردد شبانه از ساعت ۸ یا ۹ شب، سنت درست قدیمیها پیرامون زودتر خاموش کردن برقها و استراحت شبانه و عدم اتلاف وقت در سطح شهر، پررنگ تر شد

فروشت رو بایا کن.
یه صفرشو بگیر.
کشش بده.
چایی تو عوض کن!
....
در این مدل تبلیغات، انقدر این جملات تکرار میشن که نفوذ میکنن تو مغزت.
اما چی میشد همین روش رو برای رشد روحی و فکری استفاده میکردن و مثلا جملات کوتاه " فکرت رو عوض کن" هر روز برامون یادآور میشد. مثبت نگری، امید بخشی،و ...
پ ن:
برای اکثر ما، تو ماه رمضون کنترل و تمرکز بیشتر نمود داره، اما چه بهتر که جو رسانه ای ومحیطی همیشه همینچیزا رو بهمون القا کنه. قبل از واکنش به هر اتفاق ناخوشایندی، رفتارمون رو تعدیل کنیم