
کشته باد انسان چه ناسپاس است.
سوره 80 آیه 17
پ ن:
* خیلی از چیزایی که ما به عنوان موج منفی در اطرافمون بهشون نیگا میکنیم ، موج مثبتایی هستن که زمینه بروز بهشون داده نشده.
* گاهی باور چیزای خیلی ساده، خعلی سخته!
بعدا اضافه شد:
برداشت از آیه فوق آزاده. مثلا:
1- انسانی که میدونه لذاتش پایان پذیره چرا انقد سرکش و ناسپاسه؟
2- تا وقتی ما آدما یه نعمتیو داریم قدرشو نداریم ولی تا میگه خدا حافظ و از دستش میدیم...
3- ...

خودش و خونوادشو خیلی خاص می دونست.
شاید علتش شرایط محیطی و خونوادگی بوده که توش دوران تفولیتشو کش داده.
رفتارش اونقدر مغرورانس که اگه نهایتا و در شرایط ناچاری میخواس کسی رو آدم حساب کنه افراد به اصطلاح هم طبقه خودشو معرفی میکرد (البته این طبقه بندی ها رو هم خودش انجام میداد)
بهش گفتن: چه خبره! بنی آدم اعضای یک پیکرند...
گفت: اگرم اینطور باشه ما قلب یا چشم اون پیکریم!!
رفتم جلو بهش گفتم: بنا به بیانات شما پس ما عضویم دیگه!
پ ن:
* فلانی! شاید این عضو مهجورترین عضو باشه، ولی بدون اون میتونی ادامه بدی؟!!

پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم
سوره 28 آیه 24
پ ن:
* آب دادن گوسفندای دخترای شعیب توسط حضرت موسی خودش یه امر خیره!
* اصلا این "امرخیر"، میتونه هر چیری باشه!
* منم چند تا گوسفند آب دادم. مطمئن نیستم سیراب شدن یا نه، اما الان تو سایه ایستادم و هنوز امید دارم که خیری برام پیش بیاد!
بعدا اضافه شد:
تفسر ظریفی که "دکتر خودم" روی این متن زده :
* نتیجهای که من از این آیه میگیرم اینه که اگه خدا بخواد، هر گوسفندی میتونه باعث خیر برای آدم بشه، پس هیچ وقت از حضور گوسفندها تو زندگیت، دلگیر و رنجور مشو.

شاید اون قدیما واسه شماهم پیش اومده باشه که با تحلیل و تحقیق طرز کار بعضی وسایل بخاید اونو به عنوان کاردستی ببرین مدرسه(مخصوصا دوران مدرسه ابتدایی)
مهندسی معکوس بعضی ابزارا چقدر لذت بخش بود...
البته بعضی وقتا امکانات در دسترس، در اون زمون اجازه پیشروی بیشتر بهمون نمیداد...
پ ن:
گاهی وقتاآدم یادش میره که دیگه بچه نیس. گاهی دیدن بعضی چیزای خیلی ساده نوستالوژیک میشه و آدمو میبره به دوران بچگی.
کاش یه راهی واسه بچه موندن یا بازگشت وجود داشت.

"جعفر"، کلمه ایه که هر کسی برداشت خودشو ازش داره. یکی یاد دوستش میوفته، یکی همسایش، یکی مذهب جعفری، یکی سبزی جعفری،...
برایند ذهنی من نسبت بهش منفیه!
شاید واسه اینکه که خیلی از کاراکتر منفیای محیطم یجورایی جعفر بودن!
امثال کسانی که ازدواجشون هم بوی کارای معاویه میده.
همونجور که ننگی بالاتر از امیرالمومنین نامیدن معاویه نیس، اجازه جولان دادن به "جعفر"ها هم ننگه.
بر فرض نظام فاسده،اونا به قول خودشون زرنگن ، تو دلشون یا بیرون دلشون به ریش همه می خندن ...
همه اینا قبول، ولی این توجیح کم کاری ما نیست که هیچ، مسئولیت ما رو هم سنگینتر میکنه...
مسئولیت امثال ماها بسیار سنگینه. نه فقط در مقابل اقوام نزدیک یا همسایگان و دوستان و...
در مقابل خودمون...
اینکه در مقابل جعفر مرادیها و ..."جعفرها" ایستادگی کنیم...
پ ن:
جرم افراد لایقی که سکوت کردن و اجازه میدن "جعفر"ها جاشونو بگیرن بیشتر از "جعفر"ها نباشه، کمتر نیس.
بهترین روش مبارزه با این ننگ وعار تلاش بیشتره. طوریکه "جعفر"ها توان تصور نقش بازی کردن بجاشونو نداشته باشن.